
احتمالا نعمتی خطرناکتر از "فراموشی" وجود نداشته باشه، یعنی مشخصه خدا وقتی داشته فراموشی رو خلق میکرده یه نیگا به آدما کرده گفته بهشون بدم یه درده ندم صدتا درده! آدم نیستن که، اشتباه مصرف میکنن! بعد...
ادامه مطلب
اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورمحالا که سهم من نشدی کم بیاورمدیشب تمام شهر تو را پرسه میزدمتا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورممیخواستم که چشم تو را شاعری کنمامّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورمدستم...
ادامه مطلب
گر جان به جان من کنی جان و جهان من توییسیر نمیشوم ز تو تاب و توان من تویینظری به حال ما کن تا روم به سمت کویتدیوانه تر از دلم نیست تا شود اسیر رویتشوخیه مگه بذاری بری نمونی تو یار منی نشون به اون نشون...
ادامه مطلب
آن که ” دلت را شکست ” … ” تاریخ تولدش ” یادت مانده …xa0آنکه ” رهایت ” کرد تاریخ ” آمدنش ” و”رفتنش”… دقیقxa0و آنکه ” احساست ” را بــه بازی گرفت …xa0لحظه بــه لحظه خاطراتش را سالها در یاد داری … !xa0اما…xa0آنکه دوستت دارد سطری در تارخ زندگیت بـه نامش زده ای !!؟ xa0...
ادامه مطلب
اگر ڪسے را یافتی ڪه در لبخندت غمت را دید در سڪوتت حرفهایت را شنید و در خشمت محبت را فهمید بدان او بهترین دارایے زندگے توست ...
ادامه مطلب
قلمت را بردار بنويس از همه خوبيها زندگي،عشق،اميد و هر آن چيز که بر روي زمين زيبا هست گل مريم،گل رز بنويس از دل يک عاشق بي تاب وصال از تمنا بنويس ... از دل کوچک يک غنچه که وقت است دگر باز شود از غروبي بنويسxa0 که چو ياقوت و شقايق سرخ است بنويس از لبخند از نگاهي بنويس که پر از عشق به هر جاي جهان مي نگرد قلمت را بردار روي کاغذ بنويس ... زندگي با همه تلخي ها xa0 بازهم شيرين است......
ادامه مطلب